الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
332
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
وارد شود ! » « 1 » 2 - ابن ابىالحديد به نقل از نصر ، مىگويد : تجهيز در آن روز ( جنگ صفين ) همچون تجهيز در جنگ قبلى ( جمل ) بود ، و عبيداللَّهبن عمر پرچم قاريان شام را در دست داشت درحالى كه به همراه او ذوالكلاع ميان افراد حمير در برابر مردان قبيلهء ربيعه بود كه در ميسرهء سپاه على عليه السلام بودند پس جنگ نمايانى كردند ! و زيادبن خصفه نزد عبدالقيس آمد و به ايشان گفت : پس از امروز از بكربن وائل اثرى نيست چون ذوالكلاع و عبيداللَّه ، مردان قبيله ربيعه را از بين بردند ، به كمك آنها بشتابيد اگرنه همه آنها هلاك خواهند شد ! عبدالقيس با شنيدن سخنان زياد ، با افرادش سوار بر مركب و همچون ابرسياهى آمدند و ميسرهء جنگ را محاصره كردند ، پيكار سختى شد ؛ ذوالكلاع حميرى كشته شد ، او را مردى از قبيلهء بكربن وائل به نام خندف كشت و اركان حمير درهم شكست ، و پس از قتل ذوالكلاع ، با عبيداللَّه بن عمر درگير شدند ، عبيداللَّه كسى را نزد حسنبن على عليهما السلام فرستاد و گفت : من به شما نيازى دارم ، با من ملاقاتى بفرماييد ! امامحسن عليه السلام با او ملاقاتى كرد . عبيداللَّه عرض كرد : پدر شما در آغاز و انجام افراد قريش را كشت و مردم با او دشمن شدند ، آيا تو
--> ( 1 ) - وقعهء صفين : ص 249 .